کج‌دار و مریز!
از مثل مذکور مفهوم (وادار کردن کسی به منظور مذاکره یا تعامل یا سازش اجباری) اراده می‌گردد!
«کج‌دار و مریز» یا «کج‌دارِ مریض»؟
گروهی به اشتباه گمان می‌کنند که «کج‌دار» به معنای «کج‌فهم» یا «کج‌مدار» می‌باشد و «مریز» هم همان «بیمار یا مریض»!
دکتر معین در این مورد می‌گوید:
کج دار و مریز
رفتار «آدمی» همراه با احتیاط و مدارا
*
سروده‌ی زیر منسوب به خیام است که در این‌باره می‌گوید:
یارب تو جمال آن مه مهرانگیز
آراسته‌ای به سنبل عنبربیز
پس حکم همی کنی که در وی منگر
این حکم چنان بود که کج‌دار و مریز
*
و محتشم کاشانی نیز در این‌باره می‌گوید:
در بزم حکیمان زِ می شورانگیز
نی تاب نشستن است و نی پای گریز
از بهر من تنگ شراب ای ساقی!
مینا به سرِ پیاله کج‌دار و مریز
*
منظور محشتم کاشانی این است که: چاره‌ای ندارم، نه پای نشستن دارم و نه پای گریز و این همان کج‌دار و مریز است.

*
به منظور روشن شدن موضوع، مثالی عرض می‌کنم:
فرض کنید، دو نفر با هم به نزاع پرداخته‌اند و یکی از آنان دست از فتنه‌گری برنمی‌دارد و عاقبت فرد مداراکننده بر شخص فتنه‌جو مسلط می‌شود و او را بر زمین می‌اندازد. کتری آب جوشی را بالای سر او می‌گیرد و آن را تا حدی که به روی او نریزد، کج می‌کند و می‌داند که اگر او را بسوزاند چه عواقبی در انتظار اوست. چاره‌ای جز مدارا ندارد، جز این که او را بترساند تا دست از خصومت بردارد.
و یا گاه ممکن است شخصی با شخصی دیگر در زمینه‌ای اختلاف داشته باشد و کارشان به نزاع بکشد اما طرف مقابل از هر حیث نیرومندتر و تواناتر باشد. در این صورت برای شخص ضعیف چاره‌ای نمی‌ماند، جز مدارا کردن که همان کج‌‌دار و مریز رفتار کردن است!
هنگامی‌که فرد ضعیف از روی ناتوانی راهی برای پیروزی ندارد، بهترین راهی که می‌تواند برگزیند، مدارا کردن است تا شاید حادثه‌ای روی دهد که ورق را به نفع فرد ناتوان برگرداند.

به قول مولانا:
ماییم و تویی و خانه خالی برخیز
هنگام ستیز نیست ای جان مستیز
چون آب و شراب با حریفان آمیز
چندان‌ که رسم به جای کج‌دار و مریز

تهران. تابستان ۱۳۹٤